42 - مرحوم استاد حاج عباسقلی بیژنی
در آستانه سالگرد درگذشت عمو و شوهر خاله عزیزم، با ذکر یادداشتی داغ از مادرم، یادش را گرامی می دارم.
![]()
«مانا خداست»
استاد عشق، پروانهی مهرآموزم: دیروز درکلاس احساس و در زنگ عاشقی با ایراد آغازین کلام سوگنامهات تکاتک واژه هایم به احترام قیام نمودند و قلم را به مشق عشق فراخواندند تا زمزمههای وفا و مهرت را واگویه کند. هرچند دیر ولی دیر نیست!...
سالروز دلتنگیهایت به شب رسید و من با نوای هشت هشتِ دل مویههایت، غزل عزل دلگویهات را مرور میکنم و در هنگامهی یادت، با یادمان فراق در این اندیشه که چسان با مشق نگارهام بر قلبت نقش زنم، شمع زندگانیات پر سوختن عاشقانهی پروانهاش را که بیواهمه بر شعلهاش بال میزند، تاب نداشت. او در مسیر نسیم ندایی قرار گرفت تا شعلهاش را فرونشاند؛ تا آواز دلانگیز بال پروانهاش بر آسمان خاموشی و شعلهی یادش برقرار بماند؛ تا پروانهاش گل کند...
خواهر خوبم: در هشت سال تنهاییات شمع خاموش تو با قطراتی سرریز و ماندگار، در شمعدان زرّین دل و گلخانهات با تو، سنای چلچراغ عشقی را مصوّر نمود تا در خاطرهی عشقت با او، پیام عشق حسینی (ع) را رساتر یابی و رضای فاطمه (علیها سلام) را در خلوت و غربت شبانهات، شکوفاتر بینی و از وادی خلوص و قربت. پوتو پارسایی را در پیمان عارفانه ات، با خدای خویش فروزانتر نمایی. در این مشیّت موهبتیاست!
روحش شاد که غروبش، طلوع بندگی بود و فسردنش آغاز فروزندگی...
برای فردای فراغ و فروغ ازلی...
نازنین پروانهام: چون آگاهی شبنم بر گلبرگهای گل پروانه، زیباتر از گرد غم بر بالهای سوختهی پروانهی شمع است. بدان و باور بدار، باهرهی وفا از گل نگاه مرطوبت لطیفترین و گویاترین سرود عاشقانهای است که میسرایی و میخوانیم. از این رو از تو میخواهیم خصلت سوختن را وانهی و تا هماره گل باشی، زیرا بلبلکانت طراوت گل بودنت را بیش از پیش تشنهاند و تمنّا دارند؛ سیرابشان گردان.
شکیبای فرزانهام: به پاس صبوریهای غمگنانهات در هشتمین اردیبهشت ناباوری، مسئلت داریم، ولای مولا علی (علیه السّلام)، جلای قلب بیمار و بیدارت باشد. و چون شمعسانان و پروانهصفتان خداجو را نوید فردایی پر نور است و در دنیای نور نیز از شعله و سوختن سخن نیست، گل واژهی «گلهای بهشت» کمترین ارمغانیست که نثارشان و نثارتان باد.
آمین و انشاءالله
با شاخه ای گل مریم - قم: خواهر کوچکت- پریچهره معصومه 28/2/91