معنی فارسی فکچال
در صفحه 319 جلد چهار کتاب از آستارا تا استار آباد تالیف دکتر منوچهر ستوده در رابطه با معادل فارسی فکچال خواندم:
فک= بید (درخت بید(
فکچال= بیدزار
کتی= تپه
فکچال کتی= بیدزارتپه

مطالبی راجع به فک:
فک، فک دار، اسبیدار یا بید سفید درختی است به ارتفاع 25 تا 30 متر و با تنه ای ضخیم (غالباً)، پوشیده از پوستی قهوه ای تیره و شاخه هایی نرم، باریک و سست و کم و بیش آویخته است و در نواحی نیمه مرطوب و مرطوب و کنار چشمه ها و نهرها می روید، در گذشته سرتاسر فکچال پوشیده از این درخت جنگلی بود.
برگ های درخت بید سفید، کامل، بیضی کشیده یا واژ تخم مرغی، نوک تیز، سبز کبود، غده دار و پوشیده از کرک هستند.
گل های نر درخت بید سفید دارای دو پرچم آزاد با میله ای از تارهای پنبه ای در قاعده می باشند و موسم گل دهی آن در ماه های فروردین و اردیبهشت می باشد.
میوه درخت بید سفید، کپسول تخم مرغی و بدون کرک است.